دلنوشته ها
دلنوشته ها
دلنوشته های من

گاهی چقدر فکر میکنم چقدر چقدر حرف میزنم چقدر گوش میدهم...دیگر بس است این همه فکر ها این همه حرف ها این همه گوش ها...دیگر بس است دروغ هایت مانند کودکانه ترین بازی بی معنا در سرم پیچ و تاب میخورند و گیج میشوند و گیج میکنند...

با من مثل من رفتار کن مثل من حرف یزن فکر کن..با من مثل من راه برو بنشین بلند شو با من مثل من شو ای آدم ای کسی که شکل آدمک گرفته ای و من مانند رقص عروسکی روی جعبه شیشه ای کودکانه ترین بازی دنیا به بازی ات گرفته شده ام...

نه هیچ نگو...!تمام دروغهایت باور کردنیست!من مثل همیشه با آهویی چشمانت خام میشوم ای گرگ...دوباره توبه میکنم اما دوباره سراغ چشمانت را از آهوان میگیرم..........!



نظرات شما عزیزان:

مسیحا
ساعت23:24---25 تير 1392
سلام


زیاد به عشق فکر نکن


عاقلانه به زندکیتون فکر کنید و از عاشق پیشه های حرفه ای گذشته درس و عبرت بگیرید تا پشیمان نشوید


وگر نه میشوید من...


مسیحا
ساعت23:24---25 تير 1392
سلام
زیاد به عشق فکر نکن
عاقلانه به زندکیتون فکر کنید و از عاشق پیشه های حرفه ای گذشته درس و عبرت بگیرید تا پشیمان نشوید
وگر نه میشوید من...


نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:








نوشته شدهسه شنبه 29 فروردين 1391برچسب:, توسط baran.spdf
.: Weblog Themes By www.NazTarin.com :.